علی
ساعت ۱:۳٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/٤ 

خدایا ای کاش دروغ بود ای کاش یه بازی یا یه شوخی بود خدایا من دلم میخواد بشینم از صمیم قلب دعا کنم یه عده ادم الان نشسته باشن وتو دلشون به من بخندن چون شوخیه مسخرشون گرفته
خدایا ای کاش این یه کابوس مثل بقیه بود یه کابوس یه تب و توهم بیماریه سخت من
خدایا یه کاری کن من باورم نمی شه من نمیتونم باورکنم اون مرده
اون همیشه یه نقشه ی حاضر و اماده داشت تا مارو باهاش سرکار بذاره کلی بهمون بخنده
اخرین بار من با یه شوخی جانانه ضربه سختی بهش وارد کردم و اون هنوز به فکر نقشه ای برای تلافی بود
خدایا کاری کن این شوخیی بتلافیه شوخیهای گذشته باشه
من هنوز منتظر نقشه تلافیه اونم
خدایا کاش این خبر بد شوخی باشه گرچه اخم میکنم وبرای همیشه باهاشون قهر میکنم به خاطر شوخیشون
اما خیلی سپاسگذاری میکنم از تو که واقعیت نداشته که مرده ...
خدایا بیا بقیه رو صداکن تا همراه من بشینن برای زنده بودن اون برای خواب بودن من برای یه شوخی مسخره بودن این اتفاق با من دعا کنن


کلمات کلیدی:
 
من دیگه ترسو نیسم
ساعت ۸:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/٢٧ 

من دیگه ترسو نیسم
اینو تازه فهمیدم از گندایی که بالا اوردم
بگم چه غلطی کردم
با رئیس دانشگامون دعوام شد وایسادمو از حقم دفاع کردم
البته اولش فکر کردم گفتمان دارم میکنم اما یدفعه کارمون به فهش کشی  و ...کشید
خوب دیگه هرچند بعدش کارم بحراست و تعهد رسید
اما اخرشم توی تعهدم نوشتم
اینجانب منصوره رضوانی رشته مهندسی محیط زیست ورودی 89 ...
تعهد میکنم ازین بعد نسبت به هرگونه بی احترامی و توهین مقام بالای خود صبور و خویشتن دار باشم
زیرا کسی که دارای مقامی نیست حق اعتراض ندارد
و نیز به گفته مقامات دانشگاه چرا باید از بین 1500 دانشجو من اولین کسی باشم که اعتراض میکنم

 

با تشکر از رئیس دانشگاه که نسبت به اشتباهات ما باگذشتندچشمک


کلمات کلیدی:
 
 
ساعت ۸:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٩/٢۸ 

دیدی داری داری داری
ما وام داشتیم شما نداشتین شما باند داشتین ما نداشتیم
ما با دست تو مدرسه اب میخوردیم لیوان داشتیم ما نداشتیم
بازییمون تیله و تشتک بود مال شما اسکی تو شمشک بود
حرف ما دری وری بحرهست بیخودی یدست کتک بود
شما نوز بودی الهی فحشتم گوله نمک بود
آرزوم بهفت سنکی بود عشقت تلویزیون رنگی بود
خواب من شبا مداد سیاه خواب تو مداد رنگی بود
ما تو رویا خونه ساختیم حقیقت بدور انداختیم
شما نجنگیدینو بردین ما جنگیدیمو باختیم
ما غم داشتیم شما نداشتین پول کم داشتیم شما نداشتین
شما دردی و آهی نداشتین ما جز آآآآآآه راهی نداشتیم
شما اههه..... ما نداشتیم . خواب نداشتیم
لباس شما خارجی نو ازون مارک دارا  لباس ما خارجی کهنه ااااه تاناکورا
رفیق اینا همه اجباری بود ازونا که توش دست نداری بود
خوب و بدش به من گذشت و رفت برام شکل یادگاری بود
ولی امروز دست خودمه حال منو تو فرق داره
یه نمه یه چیزی تو زندگیه ما بود فکر نکنم پیش شما بود
شورو حال داشتیم شما نداشتین
انگار بال داشتیم شما نداشتین  اینبار ما داشتیم شما نداشتین
داشتیم شما نداشتین
داشتین؟ نداشتین.....
دیدی داری داری داری دیدی


کلمات کلیدی:
 
تعصب
ساعت ۱٠:۳۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٤ 

زنی فریاد میکشید توروخدا کمکم کنید یکی بیاد کمکمون بچم از دستم رفت
مردی فریاد میکشید بهتر الهی بمیره راحت شیم
زن فریادش را بلند تر کرد خدا بچم مرد کمکمون کنید
زنو مردی مسن  دختر جوانی با صورت رنگ پریده  چشمان ورم کرده و دهانی که از ان کف خارج میشد را کشان کشان میاوردند در حالی که مدام چادر ضخیم را برسرش میکشاندند وازمردم وهم  زده پنهانش میکردند
خانم دکتر ارایشی با اخلاق بد بسراغش امد چیزی خورده قرصی یا بلایی که سرخودش اورده باشه
مادر نمیدونم بخدا
قبلا سابقه بیماری سرع داشته
نه ولی سابقه خودکشی داره  ، خوب بود وقتی میرفت بیرون کرم زد برگشتم خوب بود، با باباش بحثش شده  نمیدونم چش شده اینجوری شده
مادر باحس خجالت حرفش رادرست کرد، رفته اقامجلسی اونجا روضه بوده گریه کرده
خانم دکتر: این موقع سال چه روضه ای ولادته
پدر باتعصب نگاهی بمردان وزنان حیرانو خیره  در سالن بیمارستان میکند و چادر را محکمتر روی سر دختر  میکشد و میگوید ایشالله بمیره راحت شیم
مادر از دختر چندین بار در حالی که با زدن روی صورت دختر سعی به هوشیار نگه داشتن اودارد این سوال را تکرار میکند مامان جان قرص نخوردی
دختر به آرامی بالبان بسته زمزمه میکند
خانم دکتر : سرچی بحثشون شده
مادر نگاهی بصورت عصبیه پدر میکند ونگاهی بچادر خاکی سر دختر
سکوت میکند در حالی که اشک از چشمانش خارج میشود


کلمات کلیدی:
 
بارالها
ساعت ٧:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۱٦ 

بارالاها به داده و نداده و گرفته ات شکر
که داده ات نعمت نداده ای ندیدم و همه چیز داده  و نعمتت را سپاس
باالاها شکر گذار توام بخاطر انچه که امروز دارم و از چیز های  بهترو بهتر و شادمانی های بیشتر و بیشترو شکر گذاری های صمیمانه تری در اینده خاستارم
بارالها یاریم کن


کلمات کلیدی:
 
 
ساعت ۱٢:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٠ 

خدایا
سینه ام را با خنجری بدر
قلبم را بیرون بکش و ان را بشکاف
و خون سرخش را بر زمین بریز
قبل از انکه بیرحمانه خودم این کار را نکنم
ویا قبل از انکه مانند حیوانی گرسنه بدنبال شکار دلها برای انتقام بروم
خدایا من خسته ام
خدایا من باز هم به اخر خط رسیدم دیگر توان اغاز ندارم
مرا ببر
اه خدایا این نفس قفس را ببر
پیش از انکه درد قلبم را متلاشی کنه
ان مرد ایستاد و گونه هایش را زیر باران با دستمالی گلدوزی شده پاک کرد
من دور شدم من در مه باران محو شدم
اما ان مرد هرگز نیامد


کلمات کلیدی:
 
مرد
ساعت ٦:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٠/۱٦ 

خدایا مددی
بازگشتم تا ازحق از دست رفته ی یک انسان چیزی برای گفتن داشته باشم
مردی که مرد نبود ......
ادامه دارد ....


کلمات کلیدی:
 
پایان
ساعت ٧:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٤/٢۳ 

خیلی خسته ام خدایا واموندم دلم میخواد مرده بودم

از خودم بدم میاد که اینقد ترسویم

اگه ترسو نبودم همون شب کار خودمو تموم کرده بودم

و راحت شده بودم

پیش تو خوبه اینجا زندانه پراز شکنجه است دلم یه هم زبون میخواد

این دفه میخوام چشمامو روی هرچی یاد گرفتم ببندم

دیگه حرفای هیچ کس مهم نیست

کاش پیش تو بودم تو اغوش امن و گرم تو پوچ میشدم

از این دوری که چاره ای جز واردش شدن ندارم متنفرم

خیلی دل سنگی

بدم میاد بدم میاد

میخوام تمومش کنم

میخوام تمومش کنم

 


کلمات کلیدی: پایان
 
 
ساعت ٩:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۳/۳٠ 

اواز زندگی
را شنیدم
نوازش باد را بر صورتم احساس می کنم
شوق پریدن دارم
اما بال و پرم بسته است
خدایا زندگی به این زیبایی بود؟
میخواهم پرواز کنم
خدایا چرا اسمان عشق اینقدر خالی است
چرا ما مرغان اسمانی بر زمین پست قناعت کردیم
خدایا بال و پرم بده
خدایا توکه شنوایی گوشهایمان را شنوا کن
چشمانمان را بینا کن خدایا دستهایمان را باز کن
باید در باران بال گشاییم
باید نغمه ی باران راشنید
خدایا شوق پریدن دارم
امااز سقوط هراسانم
با
بی تابی پروازم چه کنم
خدایا دیگه مهم نیست میخوام بپرم یا سقوط میکنم یا بغض اسمان را میشکنم
وطعم شیرین زندگی حقیقی را میچشم

من باید بپرم


کلمات کلیدی: خدا ، روح ، هنر
 
 
ساعت ٩:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱/۱٦ 

یک یه دوسی داشتم

دو دوسش میداشتم

سه سباسگذازرم

چار چاره نداشتم

.

.

.

حیف شد که رفت

به یاد سعیذ یییییییییییییییییییییه عالمه گل براش میفرسم


کلمات کلیدی: