خیلی خسته ام خدایا واموندم دلم میخواد مرده بودم
از خودم بدم میاد که اینقد ترسویم
اگه ترسو نبودم همون شب کار خودمو تموم کرده بودم
و راحت شده بودم
پیش تو خوبه اینجا زندانه پراز شکنجه است دلم یه هم زبون میخواد
این دفه میخوام چشمامو روی هرچی یاد گرفتم ببندم
دیگه حرفای هیچ کس مهم نیست
کاش پیش تو بودم تو اغوش امن و گرم تو پوچ میشدم
از این دوری که چاره ای جز واردش شدن ندارم متنفرم
خیلی دل سنگی
بدم میاد بدم میاد
میخوام تمومش کنم
میخوام تمومش کنم